کنکور!
هنوز باورم نمی شود که ۱۸ سال ات شده!باور کن!
فردا کنکور داری...
من چند روز است که احساس خفگی می کنم٬از استرسی که برایت دارم...نمی دانی که چقدر سخت است که ظاهرم را آرام نشان دهم.بیشتر از هر زمانی کنارت هستم و تمام تلاشم را می کنم که از استرس دور باشی...مامان و بابا هم حال من را دارند٬خوب می دانم٬درست مثل ۵ سال پیش که من کنکور داشتم...
می دانم...
می دانم که امشب تا صبح از استرس خواب به چشمانم نخواهد آمد...
امیدوارم...
امیدوارم امشب با آرامش کامل بخوابی...
امیدوارم فردا با آرامش به سؤالاتی که مطمئنم حداقل ۸۰ درصدش را بلدی پاسخ دهی...
امیدوارم فردا بعد از امتحان خوشحال و خندان ببینمت...
امیدوارم به نتیجه ی دلخواهت برسی...
امیدوارم...
سینا جونم بی نهایت دوستت دارم٬تو بهترین داداش دنیایی!
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 11:49 توسط نوشین
|
آری،می شناسم تبار و ریشه ی خود را!