به خاله شهناز عزیزم
کاش باز هم به این خانه می آمدی
باز هم صدایم می زدی
و من باز هم اسمم را
با صدای تو می شنیدم...
کاش...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 17:30 توسط نوشین
|
کاش باز هم به این خانه می آمدی
باز هم صدایم می زدی
و من باز هم اسمم را
با صدای تو می شنیدم...
کاش...
40 روز دلتنگی!
این خانه پر از حضور سبز توست!
پر از صدای پر انرژی ات!
پر از حرف هایی که طعم زندگی و آزادی می داد!
این خانه پر از توست!
امشب
که من و تو
به ماه
خیره مانده ایم
ماه!
نقطه ی تلاقی
نگاه
من و توست
شمالی!
اوج سبزینگی بهار
حاصل دستان توست
آن هنگام
که با عشقی سرشار
شالی را نشا می کنی