به سعید کاظمی
نمی دانم بر تو چه گذشت
نمی دانم
خودکشی یا اوردوز یا ...
می گویند شب را که به خواب رفتی
صبح دیگر به مهمانی چشمانت نیامد
من به زلالی و انسانیت تو ایمان دارم
و فقط می دانم
امروز غروب،ناگهان فهمیدم
فردا هفتمین روزی ست
که دیگر نیستی....
+ نوشته شده در شنبه سوم دی ۱۳۹۰ ساعت 22:50 توسط نوشین
|
آری،می شناسم تبار و ریشه ی خود را!