دل!
حاکم اگر شدی
بگو حکم دل!
چرا که دل است که
هوای کسی را می کند
بی تابی می کند
هوس می کند
غش می کند
عشق می ورزد
یه نقطه می شود
یه ریزه می شود
آشوب می شود
خوش می شود
سنگ می شود
داده می شود
زده می شود
نرم می شود
زنده می شود
تنگ می شود
گرم می شود
سرد می شود
ضعف می رود
شور می زند
لک می زند
بهانه می گیرد
درد می گیرد
می گیرد
می شکند
می خواهد
می بازد
می سوزد
می پوسد
می میرد
.
.
.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۰ ساعت 23:56 توسط نوشین
|
آری،می شناسم تبار و ریشه ی خود را!