به بابک گرائیلی
دبیرستان بودم کنار درس های مدرسه و نمره های همیشه 20 که میگرفتم،آن ها روزها در مرکز شهیدبهشتی(تیزهوشان پسرانه) روزهای پنجشنبه و جمعه کلاس های آمادگی برای المپیاد برگزار می شد از صبح تا 6 عصر،فیزیک هالیدی می خواندم و شیمی مولتیمر،اساتید از تهران می آمدند،نام استاد فیزیک مان در خاطرم نمانده است،اما چهره اش با سبیل های مدل صمد بهرنگی هنوز در خاطرم هست.استاد شیمی مان اما بابک گرائیلی بود که اصلیت شمالی داشت و مدال جهانی المپیاد شیمی و آن روزها دانشجوی پزشکی بود،علاوه بر اسم اش،چهره اش هم شباهت بسیاری به پسرعمویم بابک داشت،شیمی را خوب تدریس می کرد،به همین خاطر در ذهن ام مانده است،این روزها نمی دانم کجاست و چه می کند،برایش آرزوی سلامت و موفقیت دارم.نگاهم به دماوند مرا به یاد آن روزها انداخت،آن روزها هم همیشه در مسیر رفتن به کلاس به دماوند چشم می دوختم...
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 13:3 توسط نوشین
|
آری،می شناسم تبار و ریشه ی خود را!