به م.ب
سلام برآزادی،دموکراسی،برابری،درود بر تمامی دانشجویان زندانی که نماد مقاومت جنبش دانشجویی هستند و درود بر دانشجویان ستاره دار که ستاره هایشان مدال افتخار هر دانشجوی آزاده ایست و درود بر صدها دانشجوی محروم از تحصیل.
فریادهای آن روز توست.
با همه ی آنچه که گذشت،هنوز در ذهنم باقی مانده است.فریادهایت،سکوت چندین ساله ام را شکست.سکوتی که در تمامی این سال ها،سد محکمی در مقابل فریادهای درونی ام ساخته بود.سکوت اجباری را می گویم.آن روز از شادی نابودی سد سکوتم در پوست خود نمی گنجیدم.آری،آمدم و پیشانی بندی را که به واژه ی «آزادی» مزین ساخته بودی،گرفتم.همگی کناریکدیگر ایستادیم و یکصدا خواسته هایمان را فریاد زدیم:
یاردبستانی من/با من و همراه منی/...
همراه شو عزیز/تنها نمان به درد/...
و...
چقدر دلتنگم برای آن روز،برای تو و برای یکایک آن یارهای دبستانی.
می دانی؟ آنچه تحمل حکم های صادره را برایمان ممکن کرده،یاد همان روز است.
یقین دارم،روزی دوباره پیشانی بند یادگار آن روز را خواهیم بست و در آخرین سنگر آزادی جمع خواهیم شدوبازهم یکصدا «آزادی» را فریاد خواهیم زد.
آری،می شناسم تبار و ریشه ی خود را!